Mahboob مدیر کل سایت وضعيت: آفلاين 7 بهمن ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 284 امتياز: 4666 تشکر کرده: 7 تشکر شده 5 بار در 5 پست
محل سكونت: بندرعباس
ارسال شده در:
يكشنبه، 16 اسفند ماه ، 1388 10:38:07
موضوع مطلب: بهلول و پل صراط !
آورده اند كه بهلول بيشتر اوقات در قبرستان مي نشست
روزي هارون كه به قصد شكار از آنجا ميگذشت از وي پرسيد:بهلول اينجا چه ميكني؟
بهلول گفت:به ديدن اشخاصي آمده ام كه نه غيبت مردم را مي نمايند ،نه از من توقعي دارند ونه من را آزار ميدهند.
هارون گفت:آيا با ديدن قبرستان ،مي تواني از پل صراط و سؤال و جوابش مرا آگاهي دهي؟
بهلول گفت:در همين محل آتشي بيفروزيد و سيني فلزي بر روي آن نهيد تا داغ شود ،پس به هارون گفت: من با پاي برهنه بر آن مي ايستم و نام خود وهرچه دارم و هرچه امروز خوردم و آشاميدم ذكر مي نمايم ،تو نيز بايد چنين كني...
پس روي سيني ايستاد به سرعت گفت:بهلول و خرقه اي و نان جو و سركه و فوري پايين جست.
چون نوبت به هارون رسيد در معرفي نامش آنقدر بر سيني ايستاد كه پايش بسوخت و طاقت نياورد وبيفتاد.
آنگاه بهلول گفت: اي هارون اين نمونه دنيوي سؤال و جواب آخرت است.
آنها كه درويشند و از تجملات دنيا بهره اي ندارند آسوده از پل صراط بگذرند و آنها كه پايبند دنيا بوده اند ميسوزند و گرفتار ميشوند!
ارسالي از يك ناشناس
_________________ هیچ وقت برای شروع دیر نیست ، کافیست به خود بگوییم اینبار کار نا تمام را تمام می کنم!
..:: این سایت وابسته به هیچ گروه یا سازمانی نمی باشد ::..
..:: کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به Ewaz.ir و Ewaz.info می باشد و هرگونه سؤاستفاده،موجب پیگرد قانونی است ::..
..:: بازنشر مطالب،آموزشها , عکسها و... با ذکر منبع مجاز است ::..